ستاره درخشان

سلام بچه ها مرسی که تو این مدت همه جوره کنارم بودین با نظرهای گرمتون با من

بودین خلاصه بابت همه چی ممنون این دفعه واقعا اومدم خداحافظی مجبورم مواظب

خودتون باشین مرسی که باز بهم سرمیزنین دوستون دارم به امید موفقیت های روز

افزون شما خداحافظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظبای بای

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۳ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

مثل گنجشکی که زیر برفها مونده

همه دلتنگیم پیش تو جا مونده

یه نفر اینجاست که تورو دوست داره هنوز

که تو چهار فصل دلش برف میباره هنوز

یه نفر منتظره که تو بهارش باشی

تا کنارت باشه و کنارش باشی

یخ زدن دستای من زل زدم به رد پات

دستامو هوها میکنم کو به جای خنده هات

شاخه ها خشکیدن, ریشه هام از دردم

شونه هام می لرزن, استخون هام سردن

یه نفر اینجاست که تورو دوست داره هنوز

که تو چهار فصل دلش برف میباره هنوز

رد چشامو نگاه کن, دستامو بگیر تو دستات

یخ این دستامو وا کن خنده هات سبزه‌ی عیدن

خنده هاتو دوست دارم منو با خنده صدا کن

به یه ذره مهربونی,منو پر کن از جوونی

کی بهارو دوست نداره عزیزم خودت می‌دونی

فصل از تو که عشق, چهار فصل من بهاره .............

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٠ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

این چه احساسیه که من وتو مثل همیم

از همه دنیا جدا نه زیادیم نه کمیم

دارم حست میکنم لحظه به لحظه با منی

تو تمام لحظه هام تو هوام پر میزنی

دارم حست میکنم توی بیداری و خواب

دل واسه تو میزنه با یه دنیا تب وتاپ

این چه احساسیه که بی تو آروم ندارم

حتی وقتی با منی باز کم میارم

دارم حست میکنم خیلی نزدیکی به من

خودتو نشون بده و عاشقونه حرف بزن

دارم حست میکنم مثل روزای قدیم

هنوزم کوچه عشقو من تو خوب بلدیم

این چه احساسیه که واسه من مقدسی

تا دلم تورو میخواد تو به دادم میرسی

دارم حست میکنم .................

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٧ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

دارم اینجا تلف میشم

تنم بدجوری می لرزه

هوا سنگین و تاریکه

به یه لعنت نمی ارزه

بگو که خواب میبینم

بگو که این یه کابوسه

داره قلبم توی این سینه

از این تصویر می پوسه

چرا خوشحال خوشحالی؟

چرا چشمات پر نازه؟

مگه دستاش غریبه نیست؟

که با دست تو میسازه

مگه من واسه تو چی کم گذاشتم

حالا از همه‌ی زندگی خستم

وقتی که تورو من پا به پای اون دیدم

خرابم داغونم می خوام بمیرم ............

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٧ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

باور کن واسه تو که بی تابم

باور کن واسه چشمات که بی خوابم

باور کن که به داشتن تو میبالم من

باور کن ............باور کن ...........

جونمی عمرمی قلبمی نفسی

بمونو تنهام نذار تو این بی کسی

میدونم و میدونی عاشق چشماتم

باور کن بدجوری غرق نگاتم

از عشقت دیوونم قدرتو میدونم

پیش تو میمونم حستو می خونم

از این که پیشمی از خدا ممنونم

باور کن عشقم من با تو می مونم

باور کن تپش تند تند قلبمو

باور کن سردی دستای خستمو

باور کن تا آخرش من پات هستمو 

باور کن ..............باور کن ..................

دوباره سلام نتونستم برم اومدم بگم می مونم اما خیلی کم  میام فقط هم میام بهتون سر بزنم نتونستم برم چون عادت کردم دوستون دارم. .................................... 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۸ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

دیگه دیره واسه موندن

دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستامه

که دستاتو نمیگیرم

تو این بارون تنهایی

دارم میرم .......

خداحافظ ...........

شده این قصه تقدیرم

چه دلگیرم ....

خداحافظ .......

دیگه دیره دارم میرم

چقد این لحظه ها سخته

جدایی از تو کابوسه

شبیه مرگ بی وقت

دارم تو ساحل چشمات

دیگه آهسته گم میشم

برام جایی تو دنیا نیست

تو اوج قصه گم میشم

دیگه دیره دارم میرم ......

برام جایی تو دنیا نیست

به غیر از اشکهای تنهایی

تو چشمم چیزی پیدا نیست

باید باور کنم بی تو

شبیه مرگ تقدیرم

سکوت من پر از بغض

دیگه دیره دارم میرم ....

خداحافظ ..............

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

یه شب که توی خواب بودم

از این عالم جدا بودم

به فکر عشقی نبودم

راحت بودم, رها بودم

تو اومدی به زندگیم

گفتی می‌خوام با تو باشم

گفتی می‌خوام کنار تو

از آدما جدا باشم

گفتم نمی‌تونه دلم

گفتی منم مثل توام

از آدما خسته شدم

دنبال راه چاره‌ام

گفتی که چاره ام تویی

مرحم زخم من تویی

می دونستم ... می‌دونستم .....

می‌دونستم که توام

مثل همه‌ی آدما

قلبم تنها می ذاری

شایدم مثل همه

غم روی غمهام بذاری

ولی بازم نمی‌دونم که چی‌شد؟

نمی‌دونم که چی‌شد

یهو شدی عزیزم

تا به خودم اومدم

دیدم برات میمیرم

حالا که عاشقت شدم

پشتم خالی می‌کنی

رفتی حالا حق دلم

از کی باید بگیرم

حالا که دیوونتم تنهام میذاری

اینه رسمش؟

حالا که زندگیمی تنهام میذاری

 اینه رسمش؟

مگه نا مسلمونی خدا نداری

اینه رسمش؟

یکمی که فکر کنی میبینی جز من نداری

اینه رسمش؟

اگه به زور روزگار

از زندگیت میرم کنار

میرم که ثابت بکنم

عاشقتم دیوونه وار

تو گریه های زار زار

سپردمت به روزگار

این از خود گذشتن و

پای خاطر خواهیم بذار ...............

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٧ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

باورم کن باور من ای امید آخر من

دیدن جلوه‌‌ی ماهت ناجی چشم تر من

پیشم نازنینم از دلم فاصله داری

گفتی با چشمان گریون منو تنها نمی‌ذاری

تو واسم یه اتفاقی ساده‌ای پاکی زلالی

توی جاده‌های قلبم رد پاهات مونده باقی

باورم کن .....

کی میشه تموم شه این لحظه های بیقراری

لایقت نیستم میدونم اما تو هوامو داری

تورو از خدا گرفتم واسه من تو مثل نوری

اما خورشیدی واز من یه زمینم که خیلی دوری

تو مثل نم نم باروون من زمین خشک و ویررون

چی میشه قدم بذاری رو قلب من داغون

زندگی بی تو سیاهه

خونه باشم اسیرم

تو نباشی من نمی‌خوام

رنگ فردارو ببینم .........

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٧ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

یادته زیر اون بارون

تو میگفتی دوستم داری

نمی‌باره دیگه بارون

تو ازم حالا بیزاری

دل من دیگه تنها شد

تو میگی میرم بیخود

چی‌میشه اگه باروون بود

چرا رفتنت آسون بود؟

یادته اون روز اون خیابون

بهم می‌گفتی باهات میمونم

حالا میری و منو نمی‌خوای

اینو میدونم ......

دیگه یه ذره دوستم نداری

کی نشسته تو دل سنگت

دیگه نمی‌خوای نگاه کنم

تو چشمای قشنگت

برو تنها .............

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٧ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

واسه من هیچ کی نمونده

همه رفتن از پیشم

دارم از تنهایی و ترس

توی سایه گم میشم

همه جا پر از چشای خالی از احساسه

اینجا دلم جز تو کسی رو نمیشناسه

تو آخرین بهونه منی اینو میدونی

بدون تو میرم تا مرز مرگ و ویروونی

باید از این تن شکسته ترس و برداری

بگو هنوزم منو باور داری

پرم از بدی ولی تو خوبی هامو میبینی

واسه این دردی که دارم میشه گفت یه تسکینی

روزگار داره دراشو روی من میبنده

اگه نباشی دنیا با من نمی‌خنده ......

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٧ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

چه لحظه‌ی تلخیه

داری میری از پیشم

میگی دیگه تمومه

دارم دیوونه میشم

چه لحظه‌ی تلخیه

دیگه تورو ندارم

چه ساده بهم میگی

حسی بهت ندارم

دیگه تمومه

هیچ حسی بین من و تو نمونه

اگه یه رابطه‌ای یه روزی بوده

دیگه تمومه

دیگه نمی‌خوای

دیگه نمیام به خوابت

دیگه نمیگم می‌خوامت

برو با هرکی هستی

دیگه نمیام سراغت

دیگه نمیگم که برگرد

نمیگم پس دلم چی؟

تو این وداع آخر

 نمی‌خوام از تو هیچی .........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٧ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

شاید بپرسی از خودت

کجام و در چه حالیم؟

برای دل خوشیت میگم

خوش باش عزیزم عالیم

اما حقیقت اینه که

بدون تو شکسته‌ام

رو مرز مرگ و زندگی

بدون تو نشسته ام

شاید بپرسی از خودت

چی شد کجا رفته صدام؟

حق بده بهم بعد تو

نخوام با دنیا راه بیام

شاید بپرسی از خودت

چی شد که بی نشون شدم؟

برای دل کندن ازت

ندیدی نصف جون شدم

شاید بپرسی از خودت ........

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٢ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

سردی تو چشمات اینو میگه عشق تموم شد

دست سردمو نشونی از جدایی گم شد

از من تو گذشتی عزیزم یادت بمونه

میگذرن ازت به سادگی بی هیچ بهونه

وقت رفتن تو کلامت شده بود خدا نگهدار

اما من منتظرم تا برسه لحظه ی دیدار

فریاد ....فریاد .....از عشق تو فریاد

فریاد ....فریاد ... رفتم دگر از یاد

فریاد زدم عشقم اما نشنیدی

این نگاه پر حسرتم هیچ وقت ندیدی

هر جا که شدم منتظرت تو زود گذشتی

نادیده گرفتی عشق چون دوستم نداشتی

بشکن این سکوت عزیزم تو با یه فریاد

فریاد .........فریاد .......... رفتم دگر از یاد ........ 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

خیانتت منو شکست

غرورم و ازم گرفت

از این دورنگی‌های تو

باز دوباره دلم گرفت

من خودمو غول می‌زدم

وقتی صدام میکردی تو

ولی نه با اسم خودم

از پیش من دیگه برو

خیانت دیگه بسته

اسم تو واسه من نحسه

نمی‌خوام پیش من باشی

حتی برای یه لحظه

نخواستم عاشقم باشی

نزن تو روبه بروم پرسه

باید باور کنم باید

خیانت با تو هم دسته

خیانتت فاجعه بود

برای من که صادقم

برای عمری که گذشت

برای این دقایقم

من عاشقم تو بی وفا

تو خائنی من بی ریا

چی شد که تن فروختی باز

به این گناه و اشتباه

من از تو دل بریدم و

زخم زبون شنیدم و

شکوندم اون تقدیر و که

از اون چشمات کشیدم و

خیانتت سوزوند و رفت

هر چی ستاره داشتم

خیانتت شکوند و رفت

 هرچی بنفشه کاشتم

میدونم آخر این عشق

فقط راه بن بست

تموم کن ادعاهاتو

دلم دیگه نمی‌لرزه

خیانت دیگه بسته ............

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

همین که تو اینجا کنار منی

همین که کنارت نفس میکشم

همین که تو می‌خندی و من فقط

کنار تو از غصه دست میکشم

همین که تو چشمای من زل میزدی

نگاهت پناه دل خستمه

نمی‌خوام که دنیا بهم رو کنه

همین که کنارمی بستمه

من حتی به این حشم راضیم

که باشی کنارم بمونی فقط

واسه من فقط بودنت کافیه

دیگه هیچی جز این نمی خوام ازت

واسه من فقط بودنت کافیه

که هستی کنارم قدم میزنی

 بهم حس دلدادگی می‌دی و

داری لحظه‌هامو رقم میزنی ........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

میدونم محال با تو بودن و به تو رسیدن

میدونم که خیلی سخته دیگه خوابتو ندیدن

رفتنت مثل یه کابوسه

زندگیم مثل یه خواب تو کویره آرزوهام

تو رو داشتن یه سرابه

رفتنی میره یه روزی

من از اول میدونستم

کاش نمی‌شدم خرابت

کاش میشد کاش میتونستم

تو بدون تا ته جاده

یه کسی چشماش به راهه

اونی که مثل یه پاییز

تک وتنها بی پناهه .........

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

تقدیم به همه اوناییی که مثل من یه وقتایی تو عشق شکست خوردن اما مثل درخت

قدرت دارن مثل گیتاری که تارش کنده شده چنان مینوازن که کسی نفهمه یکی از

تاراش نیست واون کسی که داره گوش میده تو حیرت تاری که کنده چطور مینوازه.......

به تو دل دادم خطا کردم

بچه گونه اشتباه کردم

حسرتم اینه فقط اینه

که جوونیمو تباه کردم

من ساده از همون آغاز

به خیالم بوده همدردی

تو چه با بی رحمانه با نیرنگ

لحظه به لحظه رنگ عوض کردی

من دروغاتو نمی بخشم

قلب گمراتو نمی بخشم

رو بدیهات چشم نمی بندم

هرزگی هاتو نمی‌بخشم

پیش روم دوستم بودی

 پست سر اما آنچنان دشمن

که برای کشتن عشقم

میزدی خنجر به پشت من

دلی لبریز بی رحمی

خنده میکردی به آسونی

کاش میدونستم از اول

معنی عشقو نمیدونی ........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط سولماز نظرات () |

بذار یادگار بمونه قاب عکست روی دیوار

تو منو به دست تقدیر تو منو به گریه بسپار

تویی و رفتن و رفتن منم و گوشه نشینی

یا ندیدی گریه‌هامو یا نخواستی که ببینی

وقتی شونه هات غریبست بذار آسمون بباره

بذار دنیا زیرو رو شه واسه من فرقی نداره

گاهی میگم تو کی هستی؟ آشنایی یا غریبه

واسه چی دل به تو بستم اگه عشق تو همینه

من یه عاشقم یه عاشق تو همینی باش که هستی

من گلایه ای ندارم اگه قلبمو شکستی ...........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

هر یه دقیقه ای که میگذره برام قدر یه ساله

گذشتن از تو و جدایی از چشمات برام محاله

میمیرم از غمی که تو با رفتن گذاشتی تو دلم

نیستی ولی هنوز میبینمت تورو همش مقابلم

نیستی .......... نیستی ............

این لحظه‌های تلخ پس کی تموم میشن

کی مهربون میشی کی میرسی به من

هر یه دقیقه‌ای که بی تو رد میشه مرگ آور برام

سخته برای تو باور اینکه من چقدر تورو می‌خوام

هر یه دقیقه ای که بی تو رد میشه پر از مصیبت

کز میکنم همش یه گوشه و چشام خیره به ساعته

نیستی ............. نیستی ...........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۳ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

رفتی گلم برو خدا نگهدارت

 ببخش اگه میدادم آزارت

منو تو خاطرت نگهدار

دیگه تو رو ندارم و بدون تو

میخوام بمیرم و به جون تو

نفس دیگه ندارم انگار

امشب کنار عکس تو نشستم باز

فقط بیا ببین چه خسته‌ام باز

منو به بی کسی‌تو نسپار

عشقم نمیدونی چه سخته تنهایی

بگو نرفتی و همین جایی

نذار که جون بدم دوباره

وقتی که گفتی از کنار تو میرم

نشد بگم نباشی من میمیرم

ندیدی چشم من میباره

کاشکی یکی بیاد بگه تو خوابم

ببین چه جوری بی تو بیتابم

دلم میدونه رفتی انگار ...........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۳ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |
 قالب میهن بلاگ قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس