ستاره درخشان

به نظر من عشق یه نعمت الهیه که خدای مهربون مابه همه بنده هاش عطا کرده به یکی کم به یکی بی نهایت داده ولی از وجودش همه بهره‌مندن عشق یه احساس خوب یه مریصی که هرکی دچارش میشه دوست نداره نجات پیدا کنه این عشق تو دل و قلبمون داره بزرگ و بزرگتر میشه احساس دوست داشتن داره بیشتر میشه عشق مثل یه رویای تموم نشدنی مثل یه خواب که دوست نداری بیدار بشی عشق که تو وجودمون باشه مثل طبیعت  سر سبزه مثل دریا پر آب مثل پرنده بی بار که تو آسمون پرواز می کنه خلاصه یه احساس عجیبیه که توش خالیه که امیدوارم این احساس این دوست داشتن و این عشق در وجود همه مون تبلور کنه ......  

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٧ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

هر وقت کنار دریا می‌روم

عشق را با خود می‌برم

که غروبها روی ماسه‌ها با من قدم بزند

با زمزمه مدامش

دلم را زیر غبار رطوبت بیدار نگهدارد

عشق رقصی است با ضرب آهنگی متفاوت

وتوان باز ایستادن از رقصم نیست

و به بالاترین قله دست یافتم

چرا که عشق، عشق به سراغم آمده است

وعشق و تنها عشق

تو را به گرمی یک سبب می‌کند مایوس

وعشق تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد، 

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن

ونوش دارویی اندوه؟

صدای خالص اکسیر می‌دهد این نوش

ودر ظلمت شب آن نور فروزنده را دنبال خواهی کرد

وبه مأمن عشق راهی خواهی یافت

ودر صبحدم به روزی نو چشم خواهی گشود

که تمام دل نگرانی‌هایت را با خود خواهی برد

تا ابدی بوی محبت به مشامش نرسد

هر که خاک در میخانه به رخسار نرفت.

سخن عشق نه آنست که آید به زبان

ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت وشنفت!

در پایان متوسل به یکی از زیباترین اسرار عشق می‌شوم سکوت. 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

تمام لحظات عشق دوست داشتنی‌اند. نخستین دیدار و نخستین کلام عاشقانه بسیار زیبا هستن و با شکوهترین دوران عشقی و عاشقی اشک شوق تپش قلب در سینه است و اشکی که دست دلدار آن را پاک می‌کند.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

نظر استادان و دانشمندان در مورد عشق

استاد شهریار:لازمه عشق خودشناسی است عشق تشعشع ذات الهی است

شیخ سعدی شیرازی:عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

حافظ شیرازی:من با عشق زاده شدم  با عشق زیستم و با عشق هم جان خواهم داد

محمود درویش:ای عشق! ای گل ایستاده من در آنسوی زمان و حواس. ای کسی که

لبانت بوسه‌ای که در پوست من صلیبی از یاسمن نقش می‌زند

یک بار به خواب من بیا تا جنونم برگردد!

ای‌ عشق!از تو دور شدم تا به تو نزدیک شوم و زمان را یافتم. اکنون با زمان معاشقه 

می‌کنم و من عشق را در صاعقه معشوقم ربودم

برایم چیزی باقی نمانده جز آنکه در سایه ای که سایه توست آواره شوم

وبرایم چیزی باقی نمانده جز آنکه صدایی که صدای توست ساکن شوم

واکنون صلیبی در خیابان پشتی ایستاده است................

جبران خلیل: عشق جز خود نه چیزی می‌دهد ونه چیزی می‌گیرد ونه مالک است ونه

مملوک وعشق تنها برای عشق کافی می‌باشد.

«موریس مترلینگ»:‌نهالی شاداب تر از عشق نمی‌روید.

«تولستوی»: عشق گوهریست گرانبها اگر و تنها اگر با عفت همراه باشد.

«شکسپیر» خود را بهره‌مند از تمام خوشبختی‌های جهان می‌داند زیرا در زندگی خود

عاشق شده است و او عشق را غالبا نوعی عذاب می‌داند عذابی که محروم بودن

از آن مرگ است.

«اسپینوزا»: در مورد عشق منطقی فکر نمی‌کند زیرا معتقد است وقتی بخواهیم درباره

عشق منطقی فکر کنیم، عشق واقعیت خود را از دست می‌دهد.

«افلاطون»: عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می‌برد و بلایی است که همگی

خواستارش هستند.

«لاماتین»: عشق را زنجیر زرینی می‌داند که آسمان را به زمین پیوند داده است؛

«اوشو»: عشق را رابطه می‌پندارد. در نظر او عشق در خلوتی ژرف آغاز شده و به صورت

رابطه‌ای نمایان می‌گردد.عشق رابطه‌است واین رابطه آینه‌ای است که در آن دو عاشق

سیمای یکدیگر را می‌بینند و خداوند را باز می‌شناسند و این راهی است به‌سوی

رسیدن به پروردگار عالمیان   

«ژرژساند»: عشق می‌ورزد چون می‌خواهد زندگی کند.       

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

برای آنکه به عشق برسم، اگر لازم باشد تا آخر دنیا پیاده خواهم رفت سر و پا برهنه دشت و دمن را در خواهم نور دید،از دامنه‌های پر یخ و برف کوهساران بلند خواهم گذشت و همچنان با گرمای بهاری دل خود، گرم خواهم شد. میان بادها و طوفان‌ها راه خواهم پیمود و به جای ناله باد،نغمه پرندگان نواخوان را خواهم شنید. از بیابانهای خشک گذر خواهم کرد و دل خود را از عطر ژاله‌های سحرگاهان بهار معطر خواهم یافت. برای آنکه به عشق برسم، تا آخر دنیا خواهم رفت و همچون گدایی که بر در خانه‌ها می‌ایستد و آوازه‌خوانان منتظر صدقه‌ای می‌کشد بر در هر خانه‌ای در یوزگی عشق خواهم کرد............. 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

همه جا برای عاشق خانه عشق است برای او فرق نمی کند شب است یا روز  زندگی با تمام جلوه های تلخ و شیرینش می‌تواند در عشق خلاصه شود. بگذار درمیان این عشق ورزی‌ها،نوشیدن‌ها و سرودخوانی‌ها،چشمه حیات تو را جوان کند آن زمان که در خانه عشق دلبندت حجاب از چهره ماهتابش می‌گشاید و گیسوان مشک افشانش را بر تو می‌افشاند........ 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

سلام بچه هاااااااااااا سوگواری ابا عبدلله و حضرت ابوالفضل (ع) و فرا رسیدن ایام سوگواری ماه صفر رابه شما دوستان نازنینم  تسلیت عرض می کنم امیدوارم ایام به کامتان باشد منتظرتونم قدم رنجه کنید وتشریف بییییییییییییییییییییییاررررررررررررررررریننننننننننننننننن

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٥ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |
 قالب میهن بلاگ قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس