ستاره درخشان

هر یه دقیقه ای که میگذره برام قدر یه ساله

گذشتن از تو و جدایی از چشمات برام محاله

میمیرم از غمی که تو با رفتن گذاشتی تو دلم

نیستی ولی هنوز میبینمت تورو همش مقابلم

نیستی .......... نیستی ............

این لحظه‌های تلخ پس کی تموم میشن

کی مهربون میشی کی میرسی به من

هر یه دقیقه‌ای که بی تو رد میشه مرگ آور برام

سخته برای تو باور اینکه من چقدر تورو می‌خوام

هر یه دقیقه ای که بی تو رد میشه پر از مصیبت

کز میکنم همش یه گوشه و چشام خیره به ساعته

نیستی ............. نیستی ...........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۳ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

رفتی گلم برو خدا نگهدارت

 ببخش اگه میدادم آزارت

منو تو خاطرت نگهدار

دیگه تو رو ندارم و بدون تو

میخوام بمیرم و به جون تو

نفس دیگه ندارم انگار

امشب کنار عکس تو نشستم باز

فقط بیا ببین چه خسته‌ام باز

منو به بی کسی‌تو نسپار

عشقم نمیدونی چه سخته تنهایی

بگو نرفتی و همین جایی

نذار که جون بدم دوباره

وقتی که گفتی از کنار تو میرم

نشد بگم نباشی من میمیرم

ندیدی چشم من میباره

کاشکی یکی بیاد بگه تو خوابم

ببین چه جوری بی تو بیتابم

دلم میدونه رفتی انگار ...........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۳ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

چه حسی بهتر از اینکه کنارت خونه آرومه

شبهای سرد و تنهایی به رویای تو محکومه

نگاه مهربونه تو یه حسه خوب و کم داره

کی میدونه شب خورشید تو چشمای تو می‌خوابه

با تو احساس من خوبه و میدونی

به تو دل می‌بازم به همین آسونی

حس بی تو بودن باور پاییزه

واسه دستای تو دل من ناچیزه

نمیدونم چه جوری شد دوباره دل به من بستی

بگو این قصه رویا نیست بگو تا آخرش هستی

اون که تو چشمای تو می‌خونم منو تنها نمی‌ذاری

چه حسی بهتر از اینکه تورو دارم و منو داری .......

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۳ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

رفتنت فاجعه بود و من هنوز

منتظر پشت شیشه با توام

من تنهارو نگاه کن و بفهم

که هنوز مثل همیشه با توام

فاصله های ما خط نمی‌خوره

چون تو آرومی ومن یه بیقرار

گریه‌ی ابرا رو وا کن واسه من

تو تموم لحظه‌های من ببار

صدا بودی که من یک دنیا سکوتم

هوا بودی که رفتی و نفس نیست

تموم میشم میمیرم تا پیر شم

برای تو همین بسه یا بس نیست .........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱٢ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

آخه عاشقم میدونی

بگو همیشه میمونی

نرو دیوانه‌ی من

میمیرم .....

نذار اشکاتو ببینم

عزیزم نازنینم

دیگه طاقت ندارم

میمیرم .....

نرو یکی یک دونه‌ی من

سر بذار روی شونه من

پیش من دیگه گریه نکن

میمیرم .....

با دلم دیگه بازی نکن

با چشمات منو راضی نکن

که بری از خونه من

میمیرم .......

سلام عسلای من خوشگلای من خوبین؟ بچه‌ها از بس خوشحالم درد از یادم رفت من

اومدم به خوبی و خوشی عملم تموم شد اینقدر خوشحالم که دوباره پیشتونم راستشو

بخواین خیلی ترسیده بودم دلم واسه همتون تنگ شده بود از همتون جیگرای من یه

دنیا ممنونم که منو تنها نذاشتین پیشم بودین حالم زیاد خوش نیست اما به خاطر اینکه

دلم براتون تنگ شده بود به زور اومدم عاشقتونم دوستون دارم میبوسمتون ............. 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

اگه ازم گریزونی از عاشقی پشیمونی

داری اشکامو میبینی از تو چشام نمی خونی

قدر تورو ندونستم تورو خواستم نتونستم

از تو شکایتی ندارم تورو دنیام میدونستم

فرصتی بده به دستام بذار دستاتو بگیرم عاشقونه

نگو مابا هم غریبیم به من احساسی نداری بی بهونه

بی تو دل خوشی ندارم بی تو طاقت نمیارم

ای تموم زندگیم هستی من دارو ندارم

وقتی اسمت رو لبام, نفسام آروم میگیره

بی تو حرف تازه‌ای نیست بی تو دلم میگیره

عشق من چیزی بگو نذار که زود تموم بشه

نذار احساسی که دارم بدون تو حروم بشه

کمی نوازشم کن عشق منو ازم نگیر

نذار حس تورو خواستن اینطوری ناتموم بشه ........

سسسسسسسسسسسسلام بچه‌ها خوبین خوشین ایشلا که همتون خوبین

عسلای من راستش اومدم بگم این آخرین شعری که نوشتم ‌ آخه خودتون میدونید که

فردا روزی سختی رو دارم عملم و میگم اگه دوستم دارین کمی دعام کنین جیگرای من 

پیشاپیش ماه رمضان و تبریک میگم چون معلوم نیست راهی که من میرم برگشتی

توش باشه حداقل دلمو خالی کنم خوشگلای من نازگلای من اگه اومدم که هیچ نیومدم

منو به بزرگی خودتون ببخشین عاشقتونم و همتونو به خدایی میسپارم که امید هیچ

کس نا امید نمیکنه میبوسمتون ........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

دوباره دلم گرفته

دوباره ازم تو دوری

بادل و جون تورو می‌خوام

ولی تو با چه غروری

دوباره دلم گرفته

 دوباره تنهام گذاشتی

تو چه آسون دل بریدی

رفتی از من گذشتی

تورو بیشتر از خودم دوست دارم

تو میدونی ولی ترکم میکنی

نمیدونی چه جوری عاشقتم

با نگاهت داری دیوونم می‌کنی ...........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

سردی نگاه و بشکن فاصله سزای ما نیست

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست

بودن تو آرزومه حتی واسه یه لحظه میمیرم بی تو

خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست

من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم

تو خودت دلیل بودنم بی تو شب ,سحر نمیشه

میمیرم بی تو ........

من عشقت و به همه دنیا نمیدم

حتی یادت به کوه و دریا نمیدم

باتو میمونم واسه همیشه

من عشقت و به همه دنیا نمیدم

حتی یادت به کوه و دریا نمیدم

با تو میمونم واسه همیشه

خاطرات تورو چه خوب چه بد حک میکنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر می‌کنم

با تو میمونم واسه همیشه .......

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

داری میگذری از من داری رد میشی آسون

حرفی برات ندارم بغضم و کردی پنهون

اشکمو در میاری ولی انگار نه انگار

دستامو بگیر تو دستات برای آخرین بار

یه لحظه چشماتو ببند شاید منو یادت بیاد

همون که بهش گفتی یه روز جای تو هیچ کس نمیاد

این شعر عاشقونه نیست یه التماس خوب من

غرور و گریه میکنم اشک منو پسم نزن

چند بار باید به چشم تو بشکنم آروم بگیری

بگو چقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری

بگو چقدر اشک بریزم تا منو تنها نذاری

دارم به چشمات باج میدم تا تو بگی دوستم داری

اما من هنوز دوست دارم

بدون حتی اگه بگی قلبتو پس میگیری

اگه مثل امروزم بهم بگی

 نمیخوام تورو میتونی از اینجا بری

هنوزم چشماتو میپرستم

ولی هر لحظه درگیر توام

تو خیالم دستاتو میگیرم و

بازم احساس می‌کنم پیش توام .......

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

چقدر خوبه که تو هستی چقدر خوبه که تو رو دارم

چقدر خوبه که از چشمات میتونم شعر بردارم

تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره

شاید این واسه تو زوده یا شاید واسه من دیره

واست زوده بفهمی من چرا آواره‌ی دردم

واسم دیره از این خلوت به شهر عشق بر گردم

واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی

واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی

نه این که بی تو ممکن نیست نه این که بی تو میمیرم

فقط این مسری که دارم عشق میگیرم

همه دلشورم از این که عشق اندازه آب

تو جوری عاشقی کن که نفهمم عشق کوتاهه ....

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم

فرقی نداره من و توکدوم مون مقصریم

خاطره‌هارو یادم لحظه به لحظه مو به مو

هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو

بد بودم بدتر شدم میرم با پاهای خودم

میرم نمیدونم کجا آخ کم آوردم به خدا

دلگیرم از دست خودم کاش عاشقت نمیشدم

هرجوری خواستم نشد از غم یه ذره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ام کم نشد

من موندم و تنهاییام از دنیا هیچی نمیخوام

عاقبت منو نگاه اشتباه پشت اشتباه

هر روز عاشق تر شدیم تو اشکا احساس شدیم

سوختیم ولی به آرزوها نرسیدیم

فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب

نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم .........

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

خودت خواستی که من مجبور باشم برم

جایی که از تو رور باشم

تو پای منو از قلبت بریدی

خودت خواستی که من اینجور باشم

خودت خواستی که احساسم بشه سرد

خودت خواستی نمیشه کاری هم کرد

میدیدم دارم از چشمات میوفتم

مدارا کردم و چیزی نگفتم

قرار بودن تو بازی نبود و

به این بازی دلم راضی  نبود و

از اول و آخرش میدونستم

تو تونستی و من نتونستم

برات بودن من کافی نبود و

حقیقت این که می‌بافی نبود و

دارم دق میکنم از درد دوری

میخوام مثل تو شم اما چه جوری؟ .......

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |

قصه رفتن نگو,نگو دلم میگیره

نگو که عشق من داره تو دل تو میمیره

نگو میخوای سفر کنی

منو به گریه ننداز

بال و پر منو نگیر

تو لحظه‌های پرواز

نگو به گریه‌های من اهمیت نمیدی

مگه چه کردم که از عاشقی دل بریدی؟

نگو که پنجره باید همیشه بسته باشه

گواه عاشقی باید دل شکسته باشه

جونم و عمرم مگه به پای تو نذاشتم

اندازه یه آسمون مگه دوست نداشتم؟

نگو باید تموم بشه بین ما هرچی بوده

بهم نگو میخوای بری به خدا خیلی زوده .....

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط سولماز نظرات () |
 قالب میهن بلاگ قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس